تاریخ نمک

اپیزود شماره ۴
لینک‌ها کتاب تاریخ نمک صفحه‌ی کتاب در آمازون | صفحه‌ی کتاب در گودریدز پادکست بی‌پلاس اشتراک پادکست بی‌پلاس | پادکست بی‌پلاس در ایتیونز | در ساوند کلاد | در ناملیک آدرس فید پادکست بی‌پلاس برای وارد کردن در اپلیکیشن‌های پادکست‌خوان : http://bplus.libsyn.com/rss موزیک‌ها حسین نجفی | Ryan Little اسپانسر‌ها اپلیکیشن ماناپی ثبت‌نام در اپلیکیشن خلاصه‌ی کتاب بلینکیست پشتیبانی از پادکست بی‌پلاس  

نمک

ما هر روز حداقل یک قاشق چای‌خوری از سنگ کریستالی سفیدی می‌خوریم که نام علمی آن سدیوم کلراید است و ما «نمک» صدایش می‌زنیم. اهمیت آن در نامش نیست. این، چیزی است که ما را زنده نگاه می‌دارد.

ما چندان به این موضوع که نمک چه‌گونه به کابینت آش‌پزخانه رسید و خاست‌گاه آن کجا بود نداریم. اما قرن‌ها پیش پدرانمان با چنگ و دندان بر سرِ فروش و توزیع نمک جنگیدند و افراد بسیاری در این راه کشته شدند.

نمک کالای مهمی است. هم در قدیم (تا جایی که برآمدن امپراتوری‌های تجاری مانند ونیز را به نمک مربوط می‌دانند)‌و هم در دوران معاصر. مالیات نمک حتی تا قرن بیستم هم باعث ناآرامی‌ها و قیام‌های سیاسی مانند قیام استقلال هند شده‌است. هنگامی که گاندی برخلاف دستور استعمارگران انگلیسی، کریستال‌های نمک را از سواحل اقیانوسیِ هند جمع کرد.

نقش نمک در شکل دادن به تاریخ بشر جالب و غیرقابل‌انکار است. نقشی که شاید برای بسیاری از ما چیزی ناآشنا باشد.

امروزه تقریباً بر سرِ هر میز و هر سفره‌ای نمک دیده می‌شود. حداقل در «غرب» زمین. این غرب در مقابل تمدن قسمت شرقی سیاره‌ی زمین است و بنابراین ایران را نیز شامل می‌شود. نمک به غذا طعم و بو می‌دهد و اساساً فرآورده‌ای ساده و پیش‌پاافتاده نیز هست. نمک سفره فقط از دو عنصر شیمیایی فرّار تشکیل شده. سدیوم (فلزی سفید-نقره‌ای که به تنهایی پایدار نیست و در تماس با آب شعله‌ور می‌شود)‌ و کلر. اضافه کردن کلر به آب باعث تولید گازی سمی می‌شود که اسیدی خطرناک است.

اما با ترکیب کلر و سدیوم، سدیوم کلراید به‌دست می‌آید. ماده‌ای پایدار و خوراکی. نمک سفره. ماده‌ای که برای سلامتی انسان بسیار ضروری است. اگر بدن نمک کافی دریافت نکند، ممکن است دچار سردرد شود، ماهیچه‌هایش ضعیف شوند و حتا امکان دارد بمیرد. سدیوم به کارکرد قلب و پیام‌رسانی اعصاب و تغذیه‌ی سلول‌ها کمک می‌کند. ما برای زنده‌ماندن به نمک احتیاج داریم و بدن ما نمی‌تواند خود نمک تولید کند. درواقع نه‌تنها بدن تولیدکننده‌ی نمک نیست بلکه به دلیل فرآیندهایی مانند تعریق، مقدار زیادی نمک را نیز در طول روز از دست می‌دهد.

 

از لحاظ تاریخی نیز نمک به شکل دادن تمدن‌ها نقش مهمی داشته‌است. نمک نخستین چیزی بود که به‌صورت بین‌المللی تجارت شد. حتی زمانی چنان ارزش‌مند بود که به عنوان وجه رایج معامله از آن استفاده می‌کردند. چون با استفاده از نمک امکان نگهداری مواد غذایی برای مدت طولانی فراهم می‌شد. دنیایی را تصور کنید که مجبور بودید همه‌ی مواد غذایی را در آن بسیار زود مصرف کنید چون راهی برای نگهداری طولانی‌تر آن نداشتید. این تصور درک بهتری از ارزش نمک به ما می‌دهد.

نمک کارکردهای فرهنگی نیز داشته‌است. در مصر باستان تصور می‌کردند نمک باعث ایجاد میل جنسی می‌شود به همین دلیل کاهنان نمک نمی‌خوردند. در یهودیت و اسلام نمک برای دفع ارواح خبیثه و شیطانی توصیه شده. ژاپنی‌ها هم نقش مهمی برای نمک قائل بودند و به همین دلیل پیش از اجرای نمایش، روی صحنه نمک می‌ریختند.

آشنایی‌ای اندک با تاریخ تمدن بشر، به ما این آگاهی را می‌دهد که بسیاری از ابداع‌ها و اختراع‌ها نخستین‌بار در چین رخ داده‌اند. از باروت و چاپ و قطب‌نما تا استخراج نمک. نخستین مردمانی که با جوشاندن آب دریا، نمک آن را استخراج کردند چینی‌ها بودند. مدت‌ها بعد رومی‌ها نیز این روش را آموختند و در کل اروپا گسترش دادند. در سال ۲۵۲ پیش از میلاد، چینی‌ها نخستین چاه نمک را حفر کردند و کشف کردند که از زمین نیز می‌توان نمک استخراج کرد. آن‌ها خوراک‌هایشان را هم با سس‌هایی با پایه‌ِی نمک مانند سس سویا مزه‌دار می‌کردند. علاوه بر این، چینی‌ها دریافته‌بودند که اگر غذاهای فاسدشدنی مانند تخم‌مرغ را در نمک نگاه دارند، می‌توانند آن را سالم‌تر حفظ کنند و حتی در مسافرت‌های طولانی نیز با خود حمل کنند.

چین باستان نخستین جایی بود که با کشف ارزش بالای نمک بر روی آن مالیات وضع کرد و با این مالیات دولت چین توانست هزینه‌های جنگ، کشورگشایی و حتی ساختن دیوار چین را تامین کند. شغل کنفسیوس (فیلسوف و آموزگار معروف چینی) نیز رتبه‌ای عالی و مشورتی در اداره‌ای بود که سیاست‌های مالیات نمک را تدوین می‌کرد. مصریانِ باستان هم چندان از چینی‌ها عقب نبودند. آنان هم در صحرا سنگ نمک استخراج کردند و هم با بخار کردن آب رودخانه‌ی نیل از آن نمک گرفتند.

بسیاری از ابتکارات آش‌پزخانه‌ای مرتبط با نمک هم دست‌آورد مصریان است. نمک زدن به برخی خوراکی‌ها باکتری و رطوبت آن را از بین می‌برد و با این روش مصریان ماهی، گوشت و سبزی‌جات را سالم‌سازی می‌کردند. این‌گونه می‌توانستند این محصولات را ماه‌ها نگاه دارند. مصریان این را نیز کشف کردند که میوه‌ی تازه‌ی زیتون که میوه‌ای سفت و غیرقابل خوردن است، پس از ماندن در آب‌نمک نرم و خوش‌مزه می‌شود. مصریان که دیدند نمک این‌گونه غذا را خوب و سالم نگه می‌دارد به این فکر افتادند که می‌توانند با جسد انسان‌ها نیز همین‌کار را بکنند. مومیایی کردن اساساً همین‌گونه آغاز شد.

در قرن نوزدهم گمرک قاهره تصمیم گرفت از مومیایی‌هایی که وارد شهر می‌شوند نیز مالیات بگیرد. اما معیاری برای تعیین میزان مالیات نداشتند و به همین دلیل مالیات ماهی نمک‌سود شده را روی مومیایی‌ها نیز اعمال کردند.

ابداعاتی این‌گونه در دوران باستان، شروع رشد مصرف نمک در جوامع مختلف بود. دولت‌ها هم از کاربردهای آن باخبر شده‌بودند هم از فرصت‌هایی که تولید و تجارت نمک برای درآمدزایی فراهم می‌کند.

ما تا حدی با امپراتوری روم آشنایی داریم و کلیتی از تاریخ آن را می‌دانیم. اما سِلت (Celt)  ها برای ما چندان شناخته‌شده نیستند. این مردمان باستانی که هیچ اثر مکتوبی از خود برجای نگذاشته‌اند را ما فقط از راه داستان‌هایی که دشمنان‌شان تعریف می‌کنند می‌شناسیم. و دشمنان آن‌ها نیز کسانی نبودند جز رومی‌ها. رومی‌ها به سِلت‌ها گُوْل (Gaul) می‌گفتند. شبیه کلمه‌ی یونانی هال (Hal) که به معنایِ نمک است. پیش‌رفت و ترقی تمدن سلتیک اساساً با نمک بود. قرن چهارم پیش از میلاد آن‌ها بر بخش بزرگی از قاره‌ی اروپا حکم‌رانی می‌کردند. قومی ثروت‌مند بودند و این ثروت را از راه تجارت نمک و غذای نمک‌سود شده به‌دست آورده‌بودند.

درواقع سلتیک‌ها نخستین کسانی بودند که از نمک در صنعت استفاده کردند. اطراف اروپا کارخانه‌های نمک ساختند و روش‌های جدید برای استخراج به‌کار بردند. مثلاً در ابزارهای جنگی به‌جای آهن که زنگ می‌زد از برنز استفاده کردند. اگرچه این‌همه برتری در تجارت نمک و جنگ‌آوری در نهایت منجر به شکست در نبرد با ژولیوس سزار در سال ۵۰ پیش از میلاد،‌ و واگذاریِ حکومتِ اروپا به رومی‌ها شد.

در روم باستان نمک دیگر یک کالای اقتصادیِ صِرف نبود. یک ابزار سیاسی برای حاکمیت و کنترل بر جامعه بود. هرگاه حکومت نیازمند حمایت مردم می‌شد، برای نمک به مردم یارانه پرداخت می‌کرد. یا مثلاً سنای روم برای تامین هزینه‌های جنگ هشتادساله‌ی روم و کارتاژ، قیمت نمک را افزایش داد. کارتاژها قدرتی در دریای مدیترانه بودند که مرکز حاکمیت‌شان در سرزمینی بود که امروزه محل کشور تونس است. زمین‌های تحت حاکمیت کارتاژها پر از نمک بود و این موضوع بر جدال کارتاژها و رومیان برسرِ گسترشِ قلمرو می‌افزود. در نهایت رومیان از این نبرد پیروز بیرون آمدند و زمین‌هایِ کارتاژها را تصرف کردند.

پس از فروپاشیِ امپراتوریِ روم، نمک هم‌چنان عامل تاثیرگذاری در معادلات تجاری و سیاسی بود. شهرِ ونیز در کنارِ جِنُوا تبدیل به قدرتی جهانی شد. ونیزی‌ها از ثروت‌شان برای کسب قدرت سیاسی استفاده کردند. آن‌ها به بازرگانانی که نمک وارد می‌کردند یارانه می‌دادند و در نتیجه بازرگانان ونیزی بودجه‌ی کافی برای خرید ادویه و فروش آن ارزان‌تراز دیگر رقبا را پیدا کردند. این‌گونه ونیزی‌ها بر دنیایِ تجارتِ ادویه حاکم شدند.

علاوه بر این، ونیزی‌ها دره‌ی حاصل‌خیزی را نیز تحت اختیار داشتند که منطقه‌ای کشاورزی بود و محصولاتِ ارزش‌مندی تولید می‌کرد که برای صادرات این محصولات نیاز به نمک بود.

. مانند سالامی یا  prosciutto (بروشوتو) خشک است و نازک بریده می‌شود و خام خورده می‌شود.  بروشوتو معمولا هم به عنوان antipasti پیش غذا در سفره ایتالیایی مصرف می‌شد.. بروشوتو جزو محصولان صادراتی مهم ونیز بود  بود و برای تولید آن نیاز به نمک بود. دولت ونیز به تولیدکنندگان محلی بروشوتو نمک می‌فروخت و سپس غذاهای با ماندگاری بالا را از آنان خریداری می‌کرد و با سود بسیار کلان به فروش می‌رساند.

سلطه‌ی ونیز بادوام نبود. با گشوده‌شدن راه‌های جدیدِ تجارت به دنیای نو و هند، مدیترانه دیگر مرکزیت داد و ستد را از دست داد و قدرت ونیز هم به تدریج کم شد.

حال که نقش نمک در شرق آسیا و جنوب اروپا را بررسی کردیم، سراغ شمال و داستان نمک در آن ناحیه از زمین برویم.کریستف کلمب نخستین اروپایی نبود که پا به دنیای جدید یعنی قاره‌هایِ آمریکا گذاشت. وایکینگ‌ها نخستین قوم بودند. ساکنان دلیر و بی‌باک و جنگندگان اسکاندیناوی که هم در جنگ بر روی زمین توان‌مند بودند و هم در دریانوردی. آن‌ها از سده‌ی ۸ تا ۱۱ میلادی در اروپا تاخت و تاز می‌کردند و سرزمین‌هایی مانند ایسلند و گرینلند را کشف کردند. علاقه‌شان شنا و اسکی و هاکی و این‌گونه ورزش‌ها بود. آن‌ها نیاکان کسانی بودند که اکنون در کشورهایی مانند دانمارک، نروژ یا سوئد زندگی می‌کنند. شواهدی به دست آمده که نشان می‌دهد وایکینگ‌ها نخستین مردمانی بودند که از این سوی اقیانوس پا به آمریکا گذاشتند. با قایق‌هایی عظیم که تاب توفان را بیاورد و بار زدن مقدار زیادی ماهی نمک‌سودشده به عنوان غذا که در طول این ماجراجویی طولانی زنده نگاهشان دارد.

وایکینگ‌ها به دیگر ساکنان اروپا هم راه سفرهای طولانی‌مدت دریایی را نشان دادند. وقتی آنان در قنر نهم میلادی باسک را تصرف کردند، باسکی‌ها فنون پیش‌رفته‌ی کشتی‌سازی، سفر طولانی به سوی اقیانوس اطلس شمالی و صید ماهی کاد آتلانتیک را از اشغال‌گران آموختند. اما چرا ماهی‌گیران برای صید این ماهی به سفرهای طولانی می‌رفتند؟ چون برخلاف ماهی‌های چرب‌تر که زود تجزیه می‌شوند، ماهی کاد چربی کمی دارد و به همین دلیل می‌توان آن را راحت‌تر خشک و نمک‌سود کرد. کاد نمک‌سود شده برای دریانوردان سفرهای دور و دراز گزینه‌ی خوراکی فوق‌العاده‌ای بود.

از این گذشته وایکینگ‌ها تا قرن ده به newfoundland (جزیره‌ای در شرق کانادا)‌ رسیده‌بودند و منابع عظیم و دست‌نخورده‌ی ماهی کاد در آن منطقه را کشف کرده‌بودند. کم‌کم مزه‌‌ی ماهیِ کاد نمک‌سود شده به مذاق دیگر ساکنان اروپا نیز خوش آمد و بازار آن ناگهان پرسود شد. حالا دیگر رقابت بر سرِنمک بالا گرفته‌بود. وایکینگ‌ها در سراسر سرزمین کنونیِ فرانسه کارخانه‌های استخراج نمک راه انداخته‌بودند. درواقع آنان هرکجا تابش خورشید در حدی بود که می‌توانست آب یک استخر را بخار کند چنین کارگاه‌هایی ایجاد کرده‌بودند. وایکینگ‌ها روشی از ونیزی‌ها نیز آموخته‌بودند که که با آن بتوانند در استخرهای پشت‌سر هم آب‌نمک غلیظ و غلیظ‌‌تر درست کنند.

حال دیگر کاد تنها ماهیِ نمک‌سودِ دنیا نبود. شاه‌ماهی نمک‌سود شده هم کم کم به کالای رایج و محبوبی تبدیل شد. بازرگانان آلمانی در اوایل قرنِ چهاردهم انجمنی برای تجارت نمک و قانون‌گذاری بر آن ایجاد کردند. این انجمن بعدها روی بسیاری از قوانین تجارت در شمال اروپا تاثیر گذاشت. سوئدی‌ها هم درپیِ شاه‌ماهی بودند. اما در سوئد آفتاب به اندازه‌ای نبود که بتوانند با آن از آب دریا نمک تهیه کنند. به همین دلیل آنان در جزایر کاراییب نمک تولید می‌کردند. همین تقاضای نمک بیش‌تر، اروپاییان را به سمت کشف دنیای جدید یعنی قاره‌ی آمریکا سوق داد. اگرچه باسکی‌ها و وایکینگ‌ها کارِ صید و نمک‌سود کردنِ ماهی را زودتر شروع کرده‌بودند اما امپراتوری‌های فرانسه و بریتانیا اثر اصلی را روی تجارت ماهی گذاشتند. هنگامی که اقیانوس اطلس تبدیل به مرکز دنیا شد و این ابرقدرت‌ها روزبه‌روز قدرت‌مندتر شدند.

نمک، ماهی کاد و ماهی هرینگ خوراکی‌هایی بودند که در تاریخ سده‌هایِ‌ میانه‌ی اروپا نقشِ مهمی داشتند.

 

نمک، در برخی از انقلاب‌های مهم تاریخ بشر مانند انقلاب‌های آمریکا و فرانسه نیز اثرگذار بوده‌است.

نخستین مهاجران به آمریکا خود ماهی‌گیرهایی بودند که کسب‌وکار خوبی نیز برپا کرده‌بودند به‌خصوص که خود، نمک مورد استفاده برای نمک‌سود کردن را تولید می‌کردند. انگلیسی‌ها این خودکفایی ماهی‌گیران مستعمراتی‌شان را به زیان خود می‌دیدند. به همین دلیل برای ضربه‌زدن به تولید نمک محلی، قیمت نمک انگلیسی را کاهش دادند و عملاً به این تجارت محلی آسیب زدند. پس از آن وقتی کسب‌وکارهای محلی در فکر گسترش تجارت خود بودند انگلیسی‌ها این اجازه را به آنان ندادند و تنها مجوز تولید برای مصرف محلی را صادر کردند نه مجوزی برای صادرات محصولات.

پس از آن انگلیسی‌ها مالیات نمک را مرتباً افزایش می‌داند. حتی تعرفه‌های تنبیهی نیز برای کنترل بازار وضع شد. این موضوع مستعمره‌نشینان آمریکایی را به شدت خشم‌گین کرد و در نهایت شورش‌هایی آغاز شد که آتشِ انقلابِ ۱۷۷۵ آمریکا را روشن کرد.

در دوران جنگ هم انگلیس حتا واردات نمک به مستعمرات را قطع کرد که از این راه بتواند استقلال‌طلبان را زمین‌گیر کند ولی آن‌ها توانستند تا سال ۱۷۸۳ که جنگ‌های استقلال پایان یافت و آمریکا کشوری جدید و مستقل شد دوام آوردند.

اما در آمریکا پس از انقلاب نیز دعوا با انگلیس بر سرِ نمک ادامه داشت. بریتانیا اگرچه استقلال آمریکا را به رسمیت شناخته‌بود اما هنوز برآن بود که محدودیت‌هایی بر تجارت آمریکاییان اعمال کند. در سال ۱۸۱۲ این موضوع منجر به درگیری‌هایِ تازه‌ای شد که طی آن انگلیسی‌ها معادن نمک تازه‌ساخت آمریکا را تخریب کردند. آمریکایی‌ها معادن نمک را در محل‌های مخفی ساخته‌بودند و حتا برای حمل نمک تونل حفر کرده‌بودند. صنعت نمک در آمریکا رشد کرد و در همان حال که درگیری میان آمریکا و انگلیس ادامه داشت، واردات نمک از بریتانیا هم متوقف شده‌بود. این جنگ در سال ۱۸۱۵ به پایان رسید و شهرهای نزدیک معادن نمک شهرهایی ثروت‌مند و قطب تجاری شدند.

نقش دیگر نمک در آمریکا در دوران جنگ‌های داخلی بود که یکی از عوامل پیروزی ارتش شمال بر جنوب، منع واردات نمک از جنوب به شمار می‌آمد.

 

انقلاب فرانسه در زمان حاکمیت لویی شانزدهم رخ داد. آن هنگام نیز وی مانند روم و مصر باستان، مالیات نمک را بالا برده‌بود تا هزینه‌های زندگی پرخرج و اشرافی دربار را تامین کند. هزینه‌ها مدام بالا می‌رفت و لوییِ شانزدهم مالیات‌ها را بالاتر می‌برد که نتیجه‌ی آن چیزی نبود جز عصبانی‌تر شدنِ مردم. اما پادشاه به برخی شهرها یا مراکز و افراد مذهبی معافیت‌های مالیاتی می‌داد و طبیعتاٌ این موضوع باعث ایجاد بازار قاچاق شد. قاچاق‌چیانِ نمک جانِ خود را به خطر می‌انداختند که به نحوی بتوانند نمکی با قیمتِ پایین‌تر از قیمتِ رسمی تجارت کنند. دولت حتا حد مصرف نمک برای هر فرانسوی را نیز تعیین کرده‌بود تا بتواند حداقل درآمد خود را تضمین کند. وضع این‌گونه قوانین بر نمک پیش از انقلاب، داستان رنج و سرکوب مردمی است که در نهایت طغیان کردند و پس از پیروزی، در نخستین اقدامات خود مالیات نمک را حذف کردند.

امپراتوری بریتانیا در سویِ دیگر دنیا نیز بعدها بر سرِ نمک دچار مشکلات زیادی شد. در هندوستان بریتانیا با وضع «قانون نمک» عملاً انحصار را در اختیار گرفته‌بود. مالیات نمک بالا رفت و قیمت آن چنان زیاد شد که بیش‌تر خانواده‌ها دیگر توانایی خرید نمک را نداشتند. انگلیسی‌ها حتا اجازه‌ی برداشتن بلورهای نمک طبیعی که در سواحل وجود دارد را نیز نمی‌دادند. در سال ۱۹۳۰ «مهاتما گاندی» تصمیم گرفت جنبش استقلال هند را با جنبش رهایی از انحصار نمک پیوند بزند. او به نایب‌السلطنه‌ی هند اعلام کرد یا قانون نمک را لغو کند یا او و پیروانش به این قانون به نشانه‌ی اعتراض بی‌توجهی خواهند کرد. سپس راهی طولانی را در بخش‌های زیادی از هند پیمود تا به اقیانوس برسد و با همراهی دیگرانی که در طول راه به هزاران نفر افزایش یافته‌بودند نمک جمع کند. این راه‌پیمایی منجر به اعتراضات دیگر هندی‌ها و در نهایت زمینه‌سازیِ اعلامِ استقلالِ هندوستان شد.

نمک، نیروی محرکه‌ی بسیاری از انقلاب‌ها و دگرگونی‌های تاریخی بوده است. اما نقش آن در جهان امروز چیست؟

در آغاز، ترکیب عناصر تشکیل‌دهنده‌ی نمک را گفتیم. سدیم و کلر. اما این موضوع تا همین دوقرن پیش ناشناخته بود. در اوایلِ قرنِ نوزدهم و پس از کشف الکترولیزکردن توسط شیمی‌دان‌ها، آنان توانستند مایع را به کمک جریان الکتریسیته به عناصر تشکیل‌دهنده‌ی آن تجزیه کنند و این‌گونه عناصر موجود در نمک نیز مشخص و خواص آن معلوم شد. هم‌زمان که دانش بشر از نمک زیادتر می‌شد، روش‌های استخراج هم پیش‌رفت کردند و تولید نمک اوج گرفت. در همین حین و با پیش‌رفتِ زمین‌شناسی، بشر دریافت که تقریباً در همه‌جای زمین نمک وجود دارد. روش‌های تولید نیز بهینه شدند و دیگر استخراج و تولید نمک به شیوه‌های کند و پرهزینه‌ِ قبلی منسوخ شد و تولید نمک افزایش یافت و در نتیجه نمک ارزان و تبدیل به کالایی شد که به راحتی در دست‌رس است. از سوی دیگر شکل رابطه‌ی اجتماع و نمک نیز تغییر کرده‌است.

اما یک واقعیتِ ناخوش‌آیند درباره‌ی نمک این‌که تولیدِ آن به محیط‌زیست ضربه زده است. سوخت ذغالیِ کارخانه‌ی نمک باعث آلودگی هوا می‌شد و استخراج آب‌نمک از زمین هم گودال‌های عظیمی درست می‌کرد که باعث رخ‌دادهایی مانند نشست زمین، تخریب مناطق مسکونی یا حتی خم شدن ریل‌های قطار می‌شد. در ناحیه‌ی چِشایر در شمال‌غرب انگلیس این موارد بسیار گزارش شده‌است. ناحیه‌ای که در سال ۱۸۸۰، نَود درصد نمک انگلستان را تامین می‌کرد. اما به دلیل این آسیب‌ها مالیات‌هایی برای جبران خسارت ناشی از صنعت نمک وضع شد. این مالیات‌ها تولیدکنندگان خُرد را از رده خارج کرد اما باعث ایجاد انحصار برای تولیدکنندگان بزرگی شد که توان مالی پرداخت مالیات را داشتند. در سطحِ جهانی نیز تقریباً همین اتفاق افتاد. کشورهایِ تولیدکننده با روش‌های سنتی و قدیمی مانند انگلیس و فرانسه از کشورهای تولیدکننده با روش صنعتی مانند آمریکا، آلمان و چین عقب افتادند. به‌طورِ مثال شرکتِ آمریکایی مورتون که بزرگ‌ترین توزیع‌کننده‌ی نمک در دنیا بودبا خرید کسب‌وکارهای دیگر گسترش یافت تا در ۱۹۹۶ تبدیل به بزرگ‌ترین برند صنعتِ نمک شد.

نمک هم‌چنان خوراکیِ حیاتی‌ای برای بشر محسوب می‌شود. البته ما دیگر آن را کم‌تر مصرف می‌کنیم و خوش‌بختانه بر سر آن نمی‌جنگیم. ما اکنون روش‌های تازه‌تری برای بسته‌بندی و نگهداری غذا در طولانی‌مدت در اختیار داریم و هم‌چنین می‌توانیم خوردنی‌ها را یخ‌زده کنیم. به‌خصوص یخ‌زدگی سریع میوه‌ها که باعث می‌شود آب میوه در آن باقی بماند و برای مصرف هم تازه بماند. ضمن این‌که دلایل پزشکی مصرف زیاد نمک مانند افزایش فشارخون هم بر کم‌تر شدن وابستگی ما به نمک تاثیر گذاشته‌است. ما دیگر مانند قدیم وابسته به نمک در آمریکا اکنون تنها ۸ درصد تولید نمک در صنایع غذایی مصرف می‌شود. آش‌پزی شرقی به سمت ترکیب مزه‌های شوری و شیرینی گروید و در غرب هم انواع سس‌ها جای‌گزین نمک برای مزه‌دار کردن غذا شده‌اند. هرچند هنوز برخی مردمان زمین برای مزه‌دارکردن غذا از نمک استفاده می‌کنند اما این میزان بسیار کاهش یافته‌است.

اما امروزه نیز سویه‌ی دیگری از داستان نمک در جهان مقبول افتاده‌است. آش‌پزهای حرفه‌ای انگار که تازه نمک را کشف کرده‌باشند سراغ بلورهای درشت‌تر و حتی گاهی رنگی می‌روند که سازندگان کوچک تولیدمی‌کنند. نمک‌هایی که در گذشته اقبالی نداشتند و به عنوان نمک پست شناخته‌می‌شدند، در دنیای کنونی محبوب و پرهوادار اند. دنیا تغییر کرده‌است.

www.BPusPodcast.com

۵ Comments

  • AA گفت:

    یه کم شل بود … عدم یکنواختی اپیزود ( انگار بخشهای مختلف این اپیزود به زور به هم چسبونده شده ) … محتوا هم چشمگیر نبود …
    یک نکته خوب داشت اگر چه مستقیما اشاره ای بهش نشد: به صورت یک بعدی نباید به تاریخ نگاه کرد، مثلا از این اپیزود میشد فهمید که اگر یک بعدی به تاریخ نگاه کنی، میتونی تمام اتفاقات مهم تاریخی رو به شدت به مسائل جنسی حاکمان وصل کنی. ماجرای نمک هم همینه

  • مینا گفت:

    درود
    برخلاف اپیزودهای قبل به خصوص در چنل بی ،این اپیزود خیلی کم رنگ بود
    ولی خب شما فوق العاده هستید پایدار باشید

  • نرگس گفت:

    چقدر خارق العاده ک چیزی مثل نمک زمانی انقدر تاثیرگذار بوده…برای من خیلی لذت بخش بود و دوست داشتم مطلب طولانی تر و عمیق تر می بود. ممنون از وقت و انرژی که برای پادکست ها صرف می کنید..بسیار عالی

  • Pareeca گفت:

    مثل همیشه عالی. مرسی

  • zaza گفت:

    آقای بندری صدای شما صدای خوبی اما اگر یه کمی سرزنده تر باشه خیلی تاثیر گذارتر.کما اینکه قبلا تو اپیزود های دیگه اینطور بوده و ما کیف کردیم.اصلا انگار خودتون با هر کتابی بیشتر حال کرده باشید موقع ضبط خوشحال ترید

Leave a Reply

واحد پول مورد نظرتان را انتخاب کنید