میرایی (Being Mortal)

نویسنده: Atul Gawande | متن: عباس سیدین | روایت: علی بندری | تدوین: امید صدیق‌فر

کتاب‌های bplus را از اینجا بخرید.

پشتیبان بی‌پلاس شوید.

موزیک‌ها: حسین نجفی | Miguel Johnson

اسپانسر‌: ابر آروان

بی‌پلاس در اینستاگرام

ثبت‌نام در اپلیکیشن خلاصه‌ی کتاب بلینکیست

میرایی (Being Mortal)

کتاب درباره‌ی روزها و موقعیت‌هایی است که خیلی دوست نداریم –چه به عنوان فرد و چه اجتماع به صورت کلی- به آنها فکر کنیم. روزها و موقعیت‌هایی گریزناپذیر که دیر یا زود با آن‌ها مواجه می‌شویم. اما همین فکر نکردن به آنها حسابی به ضرر ما و اطرافیانمان تمام می‌شود. روزهایی که در سالمندی تجربه می‌کنیم یا موقعیت‌های نزدیک به مرگ.

۲۱ نظر

  • NASA love گفت:

    ادامه ای پرشور از شما و…

  • آمن گفت:

    دقیقه ۴۱:۳۰ اگه اشتباه نکنم می‌گه «مواجهه کردن». اگه اینطوره و خطای شنیداری من نیست: «مواجه کردن» درسته. مواجهه = رویارویی، مواجه = رویارو (متناظر و هم‌وزنش: معادله/معادل)

    • محمد گفت:

      آفرین به شما.نشون دادی خیلی با سواد هستی.یکساعت بدون تپق حرف زدن رو نادیده میگیری و سر یک کلمه میام توی جای عمومی سوادت رو جار میزنی؟
      میتونی ایرادات اینچنینی رو شخصا برای ایشون بفرستی.
      بازم آفرین به شما.
      شما از اونایی نبودی که توی کلاس بلند میشدی به معلم میگفتی: خانوم دیکته نمیگید امروز؟!خانوم امروز امتحان داشتیما؟ نبودی؟؟
      قطعا بودی.شما یادت نمیاد.اما رفتارت دقیقا نقشه ی آنچه بودی و هستی رو نشون میده.

    • beh گفت:

      برو جوجه ایراد به خودت بگیر

    • احسان گفت:

      مواجهه کردن هم درسته

  • محمدرضا گفت:

    خیلی جالب بود حرف اون آقا که میگفت:
    ما برای خودمون اختیار قاعل میشیم ولی وقتی برای دیگران تصمیم میگیریم مساله ای که مهم میشه ایمنیه. انگار دوست داریم بقیه امن باشن و تصمیمات پر مخاطره نگیرن یا براشون نگیریم. شاید ترس از دست دادن اونهاست که اینطور خودخواهانه عمل میکنیم. شایدم دوست داریم اختیار در انحصار ما باشه. یا برای دیگران رییس بازی در بیاریم. در هر صورت هر چه که هست جمله جالبی بود و به نظرم واقعیه. اون ما واقعا ما هستیم.

  • akbar banaeian گفت:

    باسلام خدمت شما جناب بندری” سخنگو ی توانا و بینظیر . و تمامی همکاران دوست داشتنیتان در این سایت فوق العاده
    من فردی ۵۲ ساله هستم. ضمن اینکه تقریبا تمامی اپیزودهای شما را با جان ودل گوش میکنم” میخواستم در مورد این اپیزود اخیر(میرائی) عرض کنم که واقعا دوران پیری و مرگ همانطور که فرمودید” جزئ لاینفک زندگی ما و گریزی ازآن نیست. پس چه بهتر که قدر یکدیگر را بدانیم و از لحظه لحظه های زندگی بهره برده و به هم عشق بورزیم.قدر سالمندان را بدانیم و ازکنار آنها بودن خودمان لذت برده و به آنها نیز اجازه دهیم تا حد امکان” زندگیشان با کیفیت بوده و از آن لذت کافی ببرند. ( عمر شیشه است و مرگ “سنگ)برای همه همنوعانمان در ساسر گیتی “دعای خیر وسلامت وشادابی و فراوانی رزق داشته باشیم. چرا که بنطر من هدف از خلقت” چیزی جز عشق ورزیدن و محبت و همدلی نیست. بیائید با هر توانی که داریم سعی کنیم دنیایمان جای بهتری برای زندگی شود. ارادتمند همگی شما اکبر بنائیان

  • حسن گفت:

    کیفیت صدا خوب نبود متاسفانه

  • ebrahim گفت:

    از اون اپیزودهایی که خیلی بهم چسبید.
    ممنون

  • AA گفت:

    خیلی خوب بود.
    اعتقاد من اینه که مرگ و زندگی دو نقطه ۰و ۱ نیست. و همیشه یک چیزی بین ۰ تا ۱ هست. به یه دوستی گفتم که هر وقت سر زانوهات به خاطر بازی و ورزش زخم نشد بدون که یه بخشی از وجود تو مرده.
    این یک مثال ساده بود. در ابعاد مختلف زندگی و به خصوص در ابعاد روانی خیلی ها، خیلی وقت پیش مرده اند. واقعا اگه زندگی با کیفیت و دلخواه نباشه دیگه کمیت به جه دردی میخوره؟
    نمیدونم خودتون متوجه شدین یا نه؟ در اکثر اپیزودهای چنل بی یک شخصیت اولی وجود داشت که همین فلسفه زندگی رو داشت. یکی مثل ال چاپو، احتمالا اینطوری فکر میکرده که اگه قدرتمندترین خلافکار جهان نباشم دیگه زندگی کردن به چه دردی میخوره؟! و گرنه خیلیهاشون بودن که بعد از به دست اوردن مقادیر زیادی پول میتونستن فرار کنن و تا مدت زیادی با همون پول کیف کنن.
    عجب اپیزودی بود. کاش میشد یه علامت “فوری و خیلی مهم” بالا اپیزودتون میزدین. بررسی کردن اینکه ما یه روزی میمیریم و قرار هست که تموم بشه، میتونه زندگی خیلی ها رو عوض کنه. خیلی از آدما خیلی از کارها رو نمیکنن تا بعدا زندگی بهتری کنن و این روند و فرمول مدام در حال تکرار شدن است.
    یه دیالوگی هست از آل پاچینو که میگفت: اگه همیشه غذای سالم بخوری؛ مرتب ورزش کنی و اصلا لب به سیگار نزنی، تندرست خواهی مرد!
    یه کم کلماتش تیز هست ولی مفهوم جمله بسیار پندآموز و مرتبط با مطلب همین اپیزود است.

  • لاله فتحی گفت:

    سلام
    مطالب این اپیزود منو تحت تاثیر قرار داد ، به ویژه اون بخش که نویسنده میگه وقتی اطرافیان بیمار وقتی تلاش میکنن تا با وجود همه سختی ها و رنج ها ، بیمار رو تا آخر لحظه ممکن زنده نگه دارن ، ممکنه خودشون بعدا مبتلا به افسردگی بشن. من این تجربه رو راجع به بیماری و مرگ مرحوم پدرم داشتم… پدر من سالها بیمار بود و مشکلات بینایی و حسی و حرکتی داشت اما من فکر می کردم بابا باید سالهای بیشتری رو زنده بمونه و کنارمون باشه در حالی که خودش سالها کارهای دقیق فنی و اندازه گیری های خاص قالب سازی انجام میداد و قطعا براش خیلی سخت بود که علاوه بر از دست دادن توانایی های حسی و حرکتی ، دچار مشکلات بینایی هم شده باشه. من از رنجی که اون می برد خبر نداشتم و نهایت تلاشم رو برای زنده بودن و شاد نگه داشتنش می کردم. وقتی که یک روز خیلی ناگهانی و در عرض کمتر از ۴۰ دقیقه فوت شد ،اونم در حالی که فقط من کنارش بودم و نفس آخرش رو بین بازوهای من کشید ، ضربه روحی خیلی بدی خوردم و هنوز هم فکر می کنم نتونستم با مرگش و نبودنش کنار بیام. مرتبا به وسایل کارش و یادگاری هاش نگاه میکنم ولی به این فکر می کنم که شاید علی رغم تلاش های من ، خودش می خواست که کارهایی که دوست داره بیشتر انجام بده و غذاهایی که بهش می چسبید رو بیشتر بخوره بدون اینکه زیاد نگران نمک و چربی باشه و یا داروهای کمتری رو بخوره و هزینه کمتری رو به خاطر بیماری به خودش و ما تحمیل کنه. فک می کنم که این اپیزود به من یاد داد دست کم در مورد کمیت روزهای زندگیم و همچنین کیفیت اونا بیشتر فکر کنم و تصمیم های بهتری بگیرم و به قول نویسنده ، تصمیم بگیرم که دلم میخاد به خاطر چه چیزهایی بیشتر زنده بمونم .

  • Mehdi گفت:

    سلام سلام خسته نباشید میشه لطفا موزیک اینترو رو عوض کنید یاد برنامه های علمی آموزشی صدا سیما که عصر جمعه میذاشت میوفتم مرسی

  • آزاده گفت:

    سلام و خدا قوت…
    این اپیزود بسیار عالی بود..من خیلی یاد گرفتم.

  • شکوفه راستگو گفت:

    سلام..خدا قوت! بسیار عالی بود.توانمندی آقای بندری در ارائه ی جذاب کتاب ستودنیست. راستی این کتاب ترجمه فارسی نداره؟

  • اردلان کبیری گفت:

    سلام کارتون واقعا عالیه . من شما رو از چنل بی دنبال میکنم . ولی خیلی حیفه که تو بی پلاس فعالین و چنل بی رو رها کنین . چرا اپیزود جدید منتشر نمیکنین؟ کف کردیم .

  • فرزانه حسن زاده گفت:

    ممنون خیل عالی و جالب بود. به خصوص اینکه متوجه شدم ما درمورد خودمون ریسک های زیادی میپذیریم ولی وقتی میتونیم اعمال قدرت کنیم اجازه نمیدیم عزیزانمون این تصمیم ها رو برای خودشون بگیرن!

  • نگیسا گفت:

    سلام آقای بندری و همه ی دوستان
    این اپیزود خیلی لذت بخش بود. گاهی ما خیلی خودرای و جاه طلب میشیم و یادمون میره اون فردی که داریم براش تصمیم میگیریم شاید توان بیان اینکه “اصلا من کمک تورو نمیخوام ” رو نداشته باشه. اغلب افرادی که در زندگی سالمشون توانمند و مفید و قدرتمند بودن ؛ مرگ قدرتمندی رو هم میخوان. اما شاید تا ابد میان افراد و اطرافیانشون بر سر نوع میرایی ، جدل باشه و هرگز نشه کسی رو توجیه کرد که میرایی بفهمه تا اینکه لمسش کنه. اما روشنگری در این باره (همان کاری که شما و این کتاب کردید) خودش کمک بزرگیه به درک اوضاع و آرام شدن.
    ممنونم

  • محمد گفت:

    سلام و سپاس از زحمات تیم خوب BPLUS
    یکی از متفاوت ترین پادکست های شما تاکنون بود . بخصوص برای کسانی که تجربه مشابه مرگ عزیزانشون رو داشته باشند.حتما همه ما رو متوجه ی نقطه ی مهم و مغفول مانده از زندگی هممون میندازه. درست یا غلط همه ی ما روزی با مرگ و از دست دادن عزیزامون مواجه خواهیم شد و چشم بر هم زدنی نوبت خودمون هم می رسه. خیلی خوب و مهمه که بیشتر بتونیم در مورد تجربیاتی اینچنینی قبل از رسیدن بهش آشنا بشیم و کمی بیسشتر بش فک کنیم.محیط های اینچنینی چقدر میتونه فرصت مناسبی برای ب اشتراک گذاشتن تجربیاتی از این دست باشه.خیلی خیلی بهتر خواهد بود دنیایی که در آن آدم ها بیشتر بتونن تجربه های یونیک خودشون را در مورد مسایلی تا این حد خاص به اشتراک بذارند.

  • سهیلا گفت:

    اول از همه یک خدا قوت خدمت تمام اعضای گروه که تلاش هنرمندانه ای میکنن…
    کتاب بسیار خوبی معرفی کردین.مطالبش فکر آدم رو حسابی درگیر میکنه.ممنون از همتون😍

  • هادي گفت:

    موضوع جالبی بود که خودم به شخصه بهش فکر نکرده بودم در مورد نزدیکانم

Leave a Reply