مجمع الجزایر گولاک

۱۸

مجمع‌الجزایر گولاگ (The Gulag Archipelago)

نویسنده: Aleksandr Solzhenitsyn | متن: عباس سیدین | روایت: علی بندری | تدوین: امید صدیق‌فر

کتاب‌های bplus را از اینجا بخرید.

پشتیبان بی‌پلاس شوید.

موزیک‌ها: حسین نجفی | قطعاتی از موسیقی دوران کمونیسم در شوروی

اسپانسر‌: ابر آروان

بی‌پلاس در اینستاگرام

ثبت‌نام در اپلیکیشن خلاصه‌ی کتاب بلینکیست

مجمع‌الجزایر گولاگ (The Gulag Archipelago)

یکی از حرف‌های آموزنده‌ی کتاب این است که محدودیت‌ منابع و جنگ‌های اقتصادی به تنهایی نمی‌توانند جنایت‌هایی را که در جنگ‌ها اتفاق می‌افتد توجیه کنند. بیشتر از محدودیت‌ها، این از بین رفتن مکانیزم‌های اخلاقی در یک جامعه است که باعث می‌شود شاهد بروز فجایعی انسانی باشیم. در چنین شرایطی افراد یک جامعه تلاش می‌کنند نشان دهند که جنایت‌ها را نمی‌بینند و یا حتی فعالانه در اجرای آن‌ها مشارکت می‌کنند.

 

چرا پیشنهادش می کنیم؟

مجمع‌الجزایر گولاگ هم به لحاظ متن ادبی و هم محتوای تاریخی و سیاسی کتاب بسیار ارزشمندی است که به ما دید مناسبی می‌دهد برای آنکه بدانیم چطور می‌توانیم در هر شرایطی کاری بکنیم که هم به خودمان و هم دیگران کمک کرده باشیم و مفید باشیم. سولژنیتسین در این کتاب خاطراتش از ۸ سال حبس در اردوگاه کار اجباری و سازوکار سرکوب سازمان‌یافته در نظام کمونیستی شوروی را توضیح می‌دهد.

نویسنده کیست؟

الکساندر سولژنیتسین برنده‌ی نوبل ادبیات در ۱۹۷۰ از نویسندگان بزرگ روس است که از نظر توانایی ادبی در کنار تولستوی و داستایوفسکی قرار می‌گیرد.

 

۱۸ نظر

  • پرویز گفت:

    سلام
    من شنونده پادکست های شما هستم و این شماره بی پلاس شما فوق العاده بود. بیشتر بخاطر اینکه علاقه اصلی من ادبیات است و شما در این شماره سراغ نوعی از ادبیات رفتید که از واقعیت محض سرچشمه می گیرد. مجمع الجزایر گولاک.
    اما می خواستم در مورد ترجمه کتاب مجمع الجزایر گولاک چند نکته را بگویم.
    سال ۱۳۶۷ این کتاب با ترجمه عبدلله توکل توسط نشر سروش منتشر شد. نشر سروش آن زمان مدیریت روشنفکری داشت که چند کتاب واقعن ارزشمند از جمله همین کتاب یا کتاب پیکار با سرنوشت یا مجموع نمایش شکسپیر با ترجمه پازارگاردی را چاپ کرده بود که طبق معمولِ عاقبت مدیریت های دولتی در کشور ما, بعد از برکناری آن مدیر روشنفکر, سرنوشت این کتاب ها هر یک به نوعی اسفبار شد.
    عبدالله توکل مترجم مسلط و با سوادی بود که از زمان شاه ترجمه می کرد و یکی از بهترین ترجمه های ایشان به جز این کتاب, کتاب سرخ و سیاه استاندال است. ( کتابی که بعدها توسط مهدی سحابی هم ترجمه شد که او هم مترجم یکتایی است.)
    از این جهت این مطلب را گفتم که یادآوری کنم شاید واقعن نیازی نباشد آنطور که در پادکستتان اشاره کردید کسی تن به ترجمه مجدد این کتاب بدهد و تجدید چاپ آن کفایت می کند. اما حجم هشتصد صفحه ای کتاب در شرایطی که الان ناشران به خاطر وضعیت کاغذ تن به نشر کتاب های قطور نمی دهند باعث می شود که احتمالن حالا حالاها کسی به فکر تجدید چاپ این کتاب نیافتد.
    در ضمن من با اینکه طرفدار پروپا قرص هر دو کانال رادیویی شما هستم اما همیشه فکر می کردم شما جزو افرادی هستید که شان ادبیات تخیلی را نازلتر از آن می دانید که وقتتان را برای آن تلف کنید. اما بد نیست بدانید که تقریبن تمام نویسنده های معروف جهان, در کنار اثار تخیلی, کتاب هایی بر مبنای واقعیت هم دارند که ارزش بی مانندی دارند. به خاطر اینکه توسط فردی نوشته شده که از هنر ادبیات برای بیان واقعیت استفاده کرده است. مثلن
    سوتلانا الکسیویچ برنده نوبل ۲۰۱۵ از بلاروس به خاطر گزارشهایی که بعد از فروپاشی شوروی منتشر کرده است مشهور است. معروفترین کتابهای ایشان صداهایی از چرنوبیل( تاریخ شفاهی) و صداهای شوروی از جنگ افغانستان است.
    کتاب مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل ترجمه احمد شاملو درباره اثرات جنگ اتمی (بمب اتم.)
    کتاب استامبول اثر اورحان پاموک که کتابی یکتا در معرفی این شهر قدیمی است.
    گابریل گارسیا مارکز و کتاب گزارش یک ادم ربایی که البته اصلن کار قوی ای نیست. (شاید با سلیقه من جور نبود. اما در کشور ما این کتاب شهرت زیادی دارد)
    و…
    در ضمن اگر کسی مایل به مطالعه این کتاب بود به راحتی میتواند با یک جستجو در اینترنت نسخه پی دی اف آنرا دانلود کند.
    زنده و پابرجا باشید.

  • حقیقی گفت:

    این دو تا کتابی که معرفی کردید برای خرید چه ربطی به این کتاب مطروحه در اپیزود داره؟؟

  • NASA love گفت:

    خیلی عالی تا الان …

  • Iman گفت:

    دست مریزاد

  • سهیل میزانی گفت:

    امیدوارم خوب و خوش و پایدار باشید و همیشه فعال….. موضوع و کتاب بسیار جالبی بود….

  • حسین گفت:

    سلام
    بهتون توصیه میکنم هیچ وقت کتاب های این شکلی رو خیلی جدی نگیرید.
    برای ایران هم از این چرت و پرت ها زیاد مینویسن.
    کتاب بدون دخترم هرگز رو بخونید.

    • حسین گفت:

      از اطلاعات کتاب حقیقت که یک اپیزود در موردش رفتید هم میشه تو نقد این کتاب استفاده کرد

    • عباس نکونام گفت:

      اقا مرامی این کتاب رو با اون دخترم هرگز مقایسه نکن، زشته!

    • فرناز گفت:

      من تو لهستان زندگی می کنم و چندین خانواده رو دیدم که فامیلی تو همین کمپ های گولاگ داشتند و چرا راه دور بریم همه این لهستانی هایی که از سیبری اومدند ایران همه از همین کمپ ها اومده بودند. منم بهتون توصیه می کنم یکم اطلاعاتتون رو بالا تر ببرید و به جای کتابهایی مثل “بدون دخترم هرگز” سعی کنید کتابهای بهتری بخونید.

  • ٌعبد گفت:

    سلام توی اپیزود پانصد کیلو دینامیت بابای جیمی و جان هم چند سال در گولاگ کار کرده بود

  • محمدرضا گفت:

    سلام –
    اول : خسته نباشید و خدا قوت و … خلاصه دم همتون گرم
    دوم : برام جالب بود که کتاب دیگری هم هست به اسم ” انسان در جست و جوی معنا ” از اقا ویکتور فرانکل که اتفاقا اون گزارش از اردوگاه های کار اجباری نازی هاست!
    هر داره توش ی مدل اتفاقات می افته ! خیلی جالب بود – از این جهت که اقا فرانکل پزشک بودن و ایشون هم با این چالش دست به گریبان بودن که اتفاقات اردوگاه رو طوری به خاطر بسپارن تا بیرون بتونن روایت.

    به قول خودتون اقای بندری ، کتاب ، کتاب ارزشمند و فاخری هست واقعا ، این کتاب انسان در جست و جوی معنا 🙂
    خیلی خیلی خدا قوت

  • Fateme گفت:

    سلام ممنون ازتون واقعا برام جالب شد بخونم، همش کتاب ۱۹۸۴ اورول در نظرم میومد و رفتم از کتابخونه ملی امانت گرفتم
    خواستم بگم اگر کسی مثل من مشتاق شده از اونجا میتونه امانت بگیره و البته نسخته PDF هم در سایت ها هست.

  • AA گفت:

    استاد جان چه یهو ۲ تا اپیزود دادی ما خبر نشدیم. در چنل بی یه تبلغی بزار بی زحمت.
    اپیزود جالبی بود. خیلی وقتا به صورت ناخوداگاه حس میکنیم که دنیا از اول همین شکلی هست که الان درش داریم زندگی میکنیم. جز به جز دنیای فعلی نتیجه بک پشتوانه تاریخی با فرازها و فرودهای بسیار است. مثل خوردن یه قوطی پپسی. خیلی راحت میخریم و میخوریم و نمیدانیم چه گذشته تا الان یه قوطی پپسی را به راحتی به دست میاوریم. گاهی اوقات اپیزودهای اینطوری لازمه تا لذت زندگی رو بیشتر حس کنیم. هر وقت تعمتی رو از دست میدیم تازه میفهمیم که داشتیمش و الان نداریم.

  • صبا گفت:

    سلام
    من طرفدار پروپاقرص پادکست شما هستم و همه زحماتتون تشکر می کنم.
    این اپیزود رو که گوش دادم خیلی مشتاق شدم تا کتاب اصلی رو پیدا کنم. به یه کتاب برخوردم از همین نویسنده به نام “بخش سرطان” که فکر می کنم اگر دقیقا همین کتاب نباشه- چون هنوز نخوندمش- ، مطالبی که عنوان می کنه بسیار نزدیکه به این کتاب.
    متن معرفی این کتاب رو در این لینک میتونید بخونید. امیدوارم برای علاقمندان مفید باشه:

    https://taaghche.ir/book/15573

Leave a Reply