کتاب مغز ایدئولوژیک

  

چطور ممکنه ذهنی که زمانی پرسش‌گر بوده، کم‌کم به ذهنی تبدیل بشه که حاضر نیست هیچ داده مخالفی رو ببینه؟ معمولاً تصور می‌کنیم آدم‌های ایدئولوژیک یا افراطی به دلیل ناآگاهی یا یک خطای فکری ساده به این نقطه می‌رسن. اما لیوور زمیگراد در کتاب «مغز ایدئولوژیک» نشان می‌ده داستان پیچیده‌تره.

ایدئولوژی‌ها فقط با اطلاعات غلط یا فریب ذهنی رشد نمی‌کنن. می‌تونن از سازوکارهایی استفاده کنن که به انسان کمک می‌کنن جهان پیچیده رو بفهمه. مثل نیاز به معنا، کاهش عدم‌قطعیت، ساختن هویت و احساس تعلق به یک گروه.

چرا کتاب «مغز ایدئولوژیک» را پیشنهاد می‌کنیم؟

باورها آرام و بی‌صدا وارد ذهن ما می‌شن، اما به‌مرور تا جایی با هویتمون ترکیب می‌شن که دیگه فقط یک نظر نیستن. تبدیل می‌شن به بخشی از وجودمون. ما فکر می‌کنیم صاحب باورامونیم و با خودمون این‌طرف و اون‌طرف می‌بریمشون، اما واقعیت اینه که این باورها هستن که توی ذهنمون خونه می‌کنن و کم‌کم هدایت رفتارامون رو دست می‌گیرن. بیشتر ما ایدئولوژی رو فقط مربوط به آدم‌های متعصب می‌دونیم، اما در ذهن همه‌ی ما سازوکارهایی هست که عاشق قطعیتن، از ابهام فرار می‌کنن و برای حفظ یک باور، اطلاعات مخالف رو نادیده می‌گیرن.

«مغز ایدئولوژیک» دست روی محتوای عقاید ما نمی‌ذاره، بلکه شیوه‌ی پردازش اطلاعات رو نقد می‌کنه. این‌که چطور باورها ساخته می‌شن و چه زمانی به جای مواجهه با واقعیت، پشت دیوارهایی که برای خودمون ساختیم پناه می‌گیریم.

 

نویسنده کتاب مغز ایدئولوژیک کیست؟
لیوور زْمیگراد (Leor Zmigrod) عصب‌پژوه و روان‌شناس  شناختی هلندی-بریتانیاییه. از پیشگامان حوزه «عصب‌پژوهی سیاسی» (Political Neuroscience)به حساب میاد و دکتراش رو از کمبریج گرفته. بیشتر پژوهش‌هاش متمرکزه روی ارتباط مغز، شناخت و ایدئولوژیه. 

زمیگراد توی کتاب «مغز ایدئولوژیک» با استفاده از پژوهش‌های روان‌شناسی شناختی و علوم اعصاب بررسی می‌کنه که چطور ویژگی‌هایی مثل تحمل ابهام، انعطاف‌پذیری ذهنی و شیوه‌ی پردازش اطلاعات می‌تونن با گرایش‌های ایدئولوژیک ربط پیدا کنن. 

نظرتان را بنویسید