سلطه شانس بر زندگی

main (5)

توضیحات اپیزود باز کردن

تاثیر نظریه‌ی احتمالات ریاضی روی زندگی هر روزه‌ی ما

نویسنده‌: لئونارد ملودینو

متن: عباس سیدین | روایت: علی بندری | تدوین: امید صدیق‌فر

موسیقی تیتراژ : پیمان عرب‌زاده

موسیقی متن: youtube audio library

ویدیوهای یوتیوب بی‌پلاس 

-کتاب‌های بی‌پلاس را از اینجا  بخرید.

با تشکر از اسپانسرهای این اپیزود: 

پادروپین

سیمیاروم

لینک‌های خرید

    خلاصه کتاب سلطه شانس بر زندگی

    رویدادهایی که در دنیا اتفاق می‌افتن نظم مشخصی ندارن. و این احتمالا برخلاف چیزیه که تصور می‌کنیم یا دوست داریم که تصور کنیم. ذهن ما طوری کار می‌کنه که برای هر اتفاق دنبال یک دلیل مشخص می‌گرده. در نتیجه کنار آمدن با این واقعیت که عوامل ظاهراً بی‌ربط یا متنوع و متعدد و تصادفی روی یک اتفاق اثر می‌گذارند خیلی برامون سخته. حرف نویسنده کتاب سلطه شانس بر زندگی اینه که این اتفاق‌های تصادفی، اتفاق‌هایی که نمی‌تونیم مستقیم و خطی رابطه‌ی علی و معلولی رو درشون مشخص کنیم نه فقط در دنیا وجود داره بلکه بخش قابل ملاحظه‌ای از زندگی هر روزه‌ی ما تحت تاثیر همین رویدادهاست.

    چرا کتاب سلطه شانس بر زندگی را پیشنهاد می‌کنیم؟

    هر تصمیمی که می‌گیریم تاثیر زیادی می‌ذاره روی زندگیمون. ما معمولا فکر می‌کنیم که تصمیم‌های مهم رو داریم با نهایت دقت و وسواس و ارزیاب اتفاق‌های مختلف می‌گیریم، اما چیزی که حواسمون بهش نیست نقش پررنگ احتمالات و شانس توی اتفاق‌هاییه که پیش می‌آد. درک نادرست ما از احتمالات و رویدادهای تصادفی می‌تونه باعث اشتباه‌های پرهزینه‌ای بشه.

    نویسنده‌‌‌ کتاب سلطه شانس بر زندگی کیست؟

    لئونارد ملودینو فیزیکدان نظری و نویسنده‌اس. سال ۱۹۸۱ در رشته‌ی فیزیک نظری از دانشگاه کالیفرنیا دکترا گرفته. تا حالا ۹ کتاب بزرگسال نوشته که پنج‌ تاشون کتاب‌های عمومی بودن و ۴ تا از کتاب‌هاش تخصصی هستن. هر پنج کتاب عمومیش پر مخاطب بودن و استقبال خوبی از کتاب‌هاش شده. بعضی از این کتاب‌هارو با همکاری نویسندگان دیگه‌ای مثل دیپاک چوپرا و استیون هاوکینگ نوشته. ملودینو دو کتاب هم برای کودکان داره.
    سال ۲۰۰۸ CSICOP که به نام کمیتهٔ تحقیقات علمی بر روی ادعاهای فراطبیعی شناخته می‌شه جایزه تفکر انتقادی رو داد به ملودینو برای کتاب سلطه شانس بر زندگی.

    بیشتر کنجکاوی کنیم
    نسیم طالب ما در ارزیابی ریسک فاجعه ایم
    در ارزیابی ریسک فاجعه‌ایم ولی این تنها مشکلمان نیست

    ما دنبال قاعده و الگوییم، علاقه‌ی شدیدی به الگوسازی داریم. یا کشف می‌کنیم این الگوها رو یا می‌سازیم. و خیلی بیشتر بخوانید

    هواپیماهایی که قربانی احترام شدند
    به خلبان احترام گذاشتم و هواپیما سقوط کرد

    ملکوم گلدول کتاب «استثنایی‌ها» رو سال ۲۰۰۸ نوشته. ۱۴ سال از انتشار کتابی که خلاصه‌ش اپیزود اول پادکست بی‌پلاس هم بیشتر بخوانید

    خلاصه کتاب طرز فکر پیشاهنگی
    طرز فکر پیشاهنگی

    خلاصه کتاب طرز فکر پیشاهنگی جولیا گالف نویسنده کتاب طرز فکر پیشاهنگی میگه ما با دو نگاه می‌تونیم دنیا رو بیشتر بخوانید

    17 نظر برای “سلطه شانس بر زندگی

    1. پس میشه اینطور نتیجه گرفت که زندگی همه ماها چه موفقیت چه غیر از اون نتیجه ترکیبی از تصمیمات و شانس هستن،که اگر واقعا به دنبال سرمنشا تصمیات مون باشیم و اینکه چه چیزه هایی باعث شدن انگیزه این تصمیم در ما وجود داشته باشه یا به وجود بیاد به شانس میرسیم.پس همه چیز شانسیه همه اونایی هم که موفق شدن شانسی بودن ، چون اگر ما هم جای اون ها میبودیم و همون مسیر رو میرفتیم !
      من خیلی وقته دارم به این موضوع فکر میکنم و ذهن من رو خیلی درگیر کرده، اگر گذاره ای دارید که این استدلال من رو نقض کنه ممنون میشم جواب بدید

      1. جناب آقای کاظمی عزیز : با سلام
        به نظر من تنها تلاش و مسیر درست نمیتواند تضمینی برای موفقیت باشه و شانس و محیط و موقعیت حتما مهم هستند ، البته خود تصمیمهای درست و غلط نیز تابع شرایط هست و در نهایت از لحاظ آماری میشه گفت : « شایسته است هر شخص در حوزه خودش عملکرد بهتری داشته باشه » و برای نتیجه دلخواه هیچگاه هیچ تضمینی وجود نداره

    2. کاش یکم در مورد اون مثال جایزه ماشین و سیب زمینی و احتمال دو تا دختر داشتن خانواده که یک سوم می شد بیشتر توضیح میدادین ، من واقعا هر چی سعی کردم متوجه دلیلش نشدم

      1. از این نویسنده بعید است که درباره احتمال دو دختر، چنین تحلیلی داشته باشد. درواقع، احتمال دختر دوم مستقل از فرزندان قبلی است. در علم آمار و احتمال مثالی هست که اگر در پرتاب سکه، شما ده بار هم پشت سرهم خط بیاورید، دفعه یازدهم باز هم احتمال خط آمدن 50% است چون آمدن شیر یا آمدن خط مستقل از دفعات قبل است و سکه حافظه ندارد که بداند دفعات قبل شیر آورده بوده یا خط تا طوری حرکت کند که احتمالش را متناسب با آن تنظیم کند. البته به صورت آماری، در ده بار پرتاب سکه، تعداد شیر ها با تعداد خط ها تقریبا برابر است ولی این ربطی به آزمایش بالا ندارد و همچنان احتمال خط یا شیر بودن در هر بار پرتاب سکه برابر است. مسئله فرزند دوم هم همین طور است و بار دوم احتمال دختر بودن 50% است.

      2. سلام دوست عزیز، من خودِ کتاب رو نخوندم ولی اون بخش از پادکست رو که راجع به این مسئله توضیح میداد، یاد دروس دانشگاه افتادم. مبحث “احتمال شرطی” در دروسی مثل مبانی احتمال پیشرفته تو رشته های مهندسی صنایع و علوم ریاضی مطرح شده. در پاسخ به آقا مرتضی باید بگم که “مستقل بودن انجام هر آزمایش در مبانی احتمال، متفاوت با شرطی بودن وقوع یک رخداده، چون اینجا با چند زوج مرتب از نتایج سر و کار دارید”

    3. ضمن تشکر از زحمات شما
      تعدادی از اپیزودهای قدیمی قابل پخش یا دانلود نیست
      لطفا بررسی بفرمایید
      متشکرم

    4. درود.
      لطفا درباره خانواده مجلسی ها و طباطبایی ها و ورود سید و ملا و اخوند در فرهنگ ایران و نقش انگلیس در این ماجرا برنامه تهیه کنید..

      همچنین در باره فرقه فراماسونری هم یک برنامه تهیه کنید.

      باتشکر

    5. درود.
      لطفا درباره خانواده مجلسی ها و طباطبایی ها و ورود سید و ملا و اخوند در فرهنگ ایران و نقش انگلیس در این ماجرا برنامه تهیه کنید..

      باتشکر

    6. درود
      لطفا موضوع کتاب و پادکست رو مشخص کنید در توضیحات.
      مثلا انگیزشی، تاریخی، علمی، …
      باتشکر

    7. نظر بنده در مورد کتاب و نحوه تحلیل نیست که مثل همیشه اقای بندری خوب بود. البته با وجود اینکه مطالبش به نحوی در پادکست های دیگه به صورت ساده تر و قشنگ تر گفته شده بود.
      نظر بنده در مورد تبلیغاتی بود که شد و ما به حرف اقای بندری عزیز به گروه مشاوره سیمیاروم اعتماد کردیم و مبلغی رو برای سه جلسه پرداخت کردیم.
      اول اینکه جلسه لغو شده بود از دکتری که من باهاش از یه هفته قبل هماهنگ شده بودم و از کارم مرخصی ساعتی گرفته بودم و به من هیچ اطلاعی نداده بودن. همینطور پشت لپ تاپ نشسته بودم و منتظر که بلاخره مسیج به دکتر دادم و ایشون گفتن به خاطر هزینه پایین که از اول هم نمیدونستن (ایشون هم خارج از ایران بودن) من دیگه همکاری نمیکنم. خیلی جالب بود برای من که یه موسسه با این همه تبلیغات حتی به اساسی ترین مسئله ممکن که هزینه هر جلسه باشه با دکترهاش به نتیجه نرسیده باشه.
      پول سه جلسه رو که پس ندادن (که خوب خیلی از ایران بعید نیست) .
      تو گوگل هم که میخواستم نظر بدم دیدم سیمیا روم اول گل فروشی بوده بعد موسسه مشاوره شده.
      آقای بندری اگه نظرات رو میخونید لطفا موارد اینطور رو که ما به خاطر زندگی نکردن تو ایران و اعتمادمون به شما هزینه ی سنگین تری پس میدیم (تا مثلا یه شکلات گالاردو بخری و بد از آب دربیاد) رو تبلیغ نکنین.

    8. درود بر شما..
      عالی هستید،
      قصه شب ما شدید..ارامش دهنده قبل خواب و فرار از افکار و سیراب کردن روح کنجکاو…
      لطفا پادکست‌های تاریخی، بیشتر بزارید لطفاااا🙏

    9. سلام می کنم به عوامل عزیز و محترم بی پلاس
      لطفا در قسمت از کجا بخریم نام کتاب و انتشاراتی و شیوه های خرید کتاب رو هم قرار بدین

    10. کتاب «سلطه شانس بر زندگی» حرفهای خوبی می زند از جمله اینکه باید دانشمان را در احتمالات افزایش دهیم و در زندگی به دردمان ‏می خورد. اما اثری که در خواننده و حتی روی یک جامعه می گذارد بسیار می تواند مخرب و مخدر باشد. حرف اصلی کتاب این است ‏که دائم به دنبال علت منطقی وقایع خوب یا بد نگردید. خیلی از اوقات موضوع تنها بدشانسی یا خوش شانسی است. بعضی وقت ها واقعا ‏هم همین طور است اما این کتاب در این باره خیلی تند می رود به گونه ای که خواننده بعد از خواندن این کتاب، دیگر نیازی به تجربه ‏کردن و یاد گرفتن از موفقیت ها وشکست های خود و دیگران نمی بیند، چون به قول این کتاب، شانس یا پیچیده بودن پدیده های ‏عالم قابل تحلیل و تجربه اندوزی نیست. پس چرا زحمت فکر کردن و تحلیل بیخود را به خود بدهم. ‏
      مثال های کتاب درباره مدیرعامل یا مربی ناموفق هم جالب است. می گوید خیلی اوقات آنها را مقصر شکست می دانیم در حالی که آنها ‏فقط بدشانس بوده اند. فرض کنیم مسئولان یک کشور فرضی همه معتقد به این کتاب باشند. در این صورت، شایسته سالاری در این ‏جامعه رنگ می بازد. مثلا من می توانم فرزندان خودم را بر مسئولیت های مهم بگمارم یا مربی تیم ملی کنم، چون شانس عامل موفقیت ‏است. اگر هم (به دلیل ندانم کاری) خرابی به بار آورد، اشکالی ندارد، این بار بدشانسی آورده؛ دفعه بعد انشاءالله درست می شود.‏
      اشکال دیگری که این کتاب می تواند در جامعه ایجاد کند، خمودی است. جامعه ای که به شانس اهمیتی بیش از حد قائل شود، ‏دانشمند بار نمی آورد و پس از مدتی به انحطاط کشیده می شود. اصلا تعلیم و تربیت بی معنی می شود. وقتی که مربی و معلم خوب ‏تاثیری تقریبا یکسان با مربی و معلم بد داشته باشد، اصلا چرا باید در بهبود سیستم آموزشی تلاش کرد؟
      می گوید جهان را نباید به شکل یک سیستم هدفمند و دارای نظم دانست والا در تصمیم گیری هایمان در زندگی دچار اشتباه می ‏شویم. خوشبختانه دانشمندان گوششان به این حرف ها بدهکار نیست و کار خودشان را می کنند والا پیشرفت های بشر در درک نظم ‏موجود در طبیعت و به کارگیری قوانین آن را شاهد نبودیم. مثلا پژوهشگری که در کشف دارو برای یک بیماری تلاش می کند، به طور ‏ضمنی به این پیش فرض معتقد است که «اگر بیماری ای وجود دارد حتما در خود این طبیعت درمانی هم برای آن وجود دارد». اگر این ‏اعتقاد را نداشته باشد، با اولین شکست ها در آزمایش ها، انگیزه و امیدش را از دست می دهد.‏
      نویسنده مدام تاکید می کند که ما بسیاری از اوقات دنبال نظم و الگو در داده ها می گردیم در حالی که این الگوها ناشی از توهم ماست. ‏برای تاثیرگذار کردن حرفش هم تکرار می کند که پذیرش این واقعیت سخت ولی واقعیت را باید قبول کرد. به عنوان کسی که سال ‏هاست در رشته کامپیوتر فعالیت داشته ام، می گویم که اتفاقا پیشرفتهای اخیر در زمینه هوش مصنوعی و علم داده کاوی، ناشی از ‏همین الگویابی در داده ها بوده است. دانشمندان علم داده با کمک کامپیوتر، حتی در داده هایی که به نظر کاملا تصادفی هستند، ‏اطلاعات ذی قیمتی پیدا می کنند که پیش بینی پدیده ها را بسیار آسان تر انجام می دهند. (در حالی که نویسنده طوری بیان می کند ‏که گویی پیش بینی هیچ پدیده ای در طبیعت به این پیچیدگی برای بشر ممکن نیست). اصولا کار علم کشف نظام در طبیعت و به ‏کارگیری این نظم برای بهبود زندگی (فناوری) است.‏
      به نظر من این کتاب را باید بااحتیاط و نقادانه خواند والا در تصمیم گیری هایمان در زندگی اشتباهات جبران ناپذیری، هم از بعد فردی ‏و هم اجتماعی) می شویم.‏

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.