skip to Main Content

چرا مالکوم گلدول نویسنده‌ی خطرناکی است؟

چرا مالکوم گلدول از برگشتن به وضعیت عادی بعد از کرونا صحبت می‌کند؟

مالکوم گلدول بعد از همه‌گیری ویروس کرونا، خیلی زود از برگشتن به وضعیت عادی صحبت کرد. و توضیح داد که ما به شرایط جدید عادت می‌کنیم. این حرف‌های گلدول در ادامه و تائید کننده مدل کلی نگاهیه که داره به پدیده‌ها. برای اینکه بهتر حرف‌های گلدول رو بفهمیم و بدونیم که چطوری به پدیده‌ها نگاه می‌کنه توی نامه‌ی دوم از سری خبرنامه‌های بی‌پلاس توضیحاتی دادیم. در اپیزودهای اول، نهم و دوازدهم پادکست فارسی بی‌پلاس هم از سه کتاب‌ گلدول استثنایی‌ها، کتاب نقطه‌ی عطف و کتاب در یک چشم به هم زدن حرف زدیم. همونجا البته اشاره هم کردیم که گلدول منتقدانی هم داره. حالا نگاهی می‌کنیم به نقدهایی که به گلدول شده. از خلال این نقدها نشون می‌دیم که با چه دیدی مالکوم گلدول نویسنده‌ی خطرناکی می‌شه. و چطور میشه که از برگشتن به وضعیت عادی بعد از کرونا صحبت می‌کنه.

مالکوم گلدول کیه؟

مالکوم گلدول رو به عنوان نویسنده‌ی کتاب‌های پرفروش می‌شناسیم.  گلدول جامعه‌شناسی خونده و رفته سراغ روزنامه‌نگاری و نویسنده‌‌گی. اگر تعریف‌ موفقیت یک نویسنده، پرمخاطب بودن آثارش باشد، گلدول حتما نویسنده‌‌‌ی موفقیه. پرمخاطب بودن کتاب‌های گلدول بیشتر از آنکه به خاطر موضوعاتشون باشه، نتیجه‌ی ساده نوشتن و مدل تحلیلشه. مدلی که گلدول کار می‌کنه انقدری جاافتاده که الان “گلدولی” دیدن یه موضوع و تحلیل کردنش، به عنوان اصطلاح استفاده می‌شه. و همین گلدولی نگاه کردن به مسائل صدای منتقدین رو درآورده.

کتاب‌های گلدول سرگرمیه یا متن علمی؟

اینکه از چه موضعی با کتاب‌های گلدول مواجه می‌شیم خیلی مهمه. دو موضع کلی می‌شه داشت. اول به عنوان سرگرمی دوم به عنوان متن علمی. در شکل اول داریم کتاب لذت‌بخشی می‌خونیم که نشونمون می‌ده می‌شه مسائل رو از زاویه‌های مختلفی دید. اما در شکل دوم ممکنه خواننده به عنوان یک بررسی دقیق علمی به نوشته‌های گلدول استناد کنه. شرایط وقتی حساس می‌شه که یادمون بیاد موضوع بیشتر کارهای گلدول چیه. گلدول درباره رفتار انسانی می‌نویسه. رفتارهای جوامع انسانی رو بررسی می‌کنه و از توش یک قانون‌مندی برای این رفتارها در می‌آره. اشکال عمده‌ای که منتقدین وارد می‌کنن اینه که رفتارهای انسانی که گلدول بررسی می‌کنه عموماً‌ گسترده‌تر و پیچیده‌تر از چیزی هستن که بشه قانون‌مندی براشون قائل بود.
یعنی کار وقتی اشتباه می‌شه که بخوایم به عنوان مستندات علمی به نوشته‌های گلدول تکیه کنیم. یکی از مسائل جدی در مدل نگاه گلدول، اینه که مسائل پیچیده‌ رو،‌ به نفع همه‌فهم کردنشون،‌ زیادی ساده می‌کنه. از اون مهم‌تر، خیلی وقت‌ها نتیجه‌گیر‌ی‌هاش بر پایه‌ی منطق و شواهد مناسبی نیست. منتقدها می‌گن این مسیر اشتباه باعث می‌شه درک‌ درستی از واقعیت نداشته باشیم. در واقع برای ساده‌سازی، اومدیم شواهدی که متناقض با فرضیه‌ی اولیه بودن رو از مطالعات حذف کردیم.

یک مثال می‌زنی؟
مثلاً در کتاب نقطه‌ی عطف گلدول ادعا می‌کنه این تبلیغات گسترده نیست که  یک کالا رو Trend و محبوب می‌کنه. اینجا گلدول، از تمام موارد نقض این ادعا که اتفاقا  کم‌ هم نیستن چشم‌پوشی کرده. این که چقدر چنین مدل برداشتی از نوشته‌های گلدول منصفانه یا درسته، خیلی مهم نیست. چیزی که مهمتره اینه که طیف وسیعی از خواننده‌ها، مسحور قلم و بیان شفاف و روایت‌های داستانیش میشن. دیگه حواسشون به شیوه استدلال نیست. نتیجه‌گیری رو دربست می‌پذیرن و بعد در بحث‌های مختلف ارجاع می‌دن به این نتیجه‌گیری‌های به ظاهر منطقی.

 

خوب داستان گفتن یا انسجام نوشته، کدوم مهم‌تره؟

چرا گلدول این طوری نتیجه‌گیری می‌کنه؟ جواب ساده اینه که چون خوب داستان گفتن براش از انسجام داشتن نوشته مهم‌تره. برای همین گاهی از استدلال‌هایی استفاده می‌کنه که هرچند کم‌دقت هستند ولی گروه بزرگتری از مخاطب‌ها رو درگیر و سرگرم می‌کنند. چیزی هم که صدای منتقدهاش رو در می‌آره همینه. نگرانیشون اینه که نفوذ و اثرگذاری بالای گلدول باعث می‌شه، طیف وسیع مخاطب‌ها به خطا حرفهاش رو به عنوان حقایق علمی باور کنن.
به تعبیری گلدول کارش مثل کارگردان‌هاییه که بر اساس داستان واقعی فیلم می‌سازن. مبنای کارش خط اصلی داستان واقعیه اما این‌قدر با نقاشی‌های جذاب، هیجان انگیز و داستان‌‌های جذاب و درگیرکننده این خط اصلی رو می‌پوشونه که سخت می‌شه مرز واقعیت و رنگ و لعاب اضافه شده بهش رو تشخیص داد.

 

پس چرا ما خوندن کتاب‌های گلدول رو پیشنهاد می‌دیم؟

ممکنه ما هم با بعضی از این انتقادها تا حدی موافق باشیم، اما همون طور که در وبلاگ فریکونومیکس اشاره شده، فارغ از اینکه چقدر تحلیل‌های گلدول دقیق یا بی‌عیب و نقص هستند میشه کتاب‌های گلدول رو خوند و لذت برد. مهم اینه که گلدول با آثارش باعث فکر کردن می‌شه. نکته اینه که از چه موضعی با نوشته‌هاش برخورد کنیم. اگر با شناخت درست سراغشون بریم هم سرگرم‌کننده هستن و هم آموزنده.
گلدول یادمون می‌ندازه که به هر مسئله از جهات مختلف میشه نگاه کرد. اما نباید عینک شکاکیت رو موقع خوندنش جا بگذاریم. اصل حرف اینه که هیچ استدلالی بدون تفکر و بررسی، پذیرفتنی نیست. ما هنوز هم نوشته‌های گلدول رو پیشنهاد می‌کنیم، نه فقط چون نثرش روونه و جذاب. بلکه بیشتر چون دید بهمون می‌ده. برای اینکه یادمون می‌ندازه به چه روش‌های دیگه‌ای می‌شه دید. گلدوم با کتاب‌هاش یادمون می‌ندازه که هر استدلالی رو چشم بسته قبول نکنیم. و می‌گه چطور باید به باورها شک کنیم. حتی به استدلال‌های خود گلدول.
از گلدول سه کتاب در فصل اول پادکست بی‌پلاس معرفی کردیم. کتاب‌های Outliers، The Tipping Point و Blink هر سه به فارسی ترجمه شدند. برای خرید کتاب‌های گلدول اینجا رو ببینید.

0 نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×Close search
Search