سلام قارداش آواره!

خاطرات و سرگذشت عطا صفوی از اعضای حزب توده

در ماگادان کسی پیر نمی شود خاطرات عطا صفوی
در ماگادان کسی پیر نمی شود خاطرات عطا صفوی

سلام قارداش آواره!

پیشنهاد کتاب در ماگادان کسی پیر نمی‌شود

ماجرای حکومت کمونیستی شوروی یکی از موضوعاتی است که ما خیلی درباره‌ی آن کنجکاوی و سوال داریم. تاریخ شوروی با تاریخ معاصر ما گره خورده؛ چه زمانی که نیروهای شوروی در جنگ جهانی دوم مستقیماً وارد خاک ایران شدند و چه در تماس‌ها و تاثیرگذاری‌های دیگر بر ایران از طریق همکاری و حتی هدایت نیروهای سیاسی چپ و کمونیست از قبیل حزب توده و گروه‌های دیگر. برای همین تا حالا در دو اپیزود پادکست بی‌پلاس مستقیم به شوروی پرداخته‌ایم. در اپیزود ۱۷ پادکست بی‌پلاس خلاصه کتاب مجمع الجزایر گولاگ و در اپیزود ۴۳ پادکست هم خلاصه کتاب مقبره لنین را شنیدیم.

به دنبال همین کنجکاوی درباره‌ی شوروی سراغ کتاب در ماگادان کسی پیر نمی‌شود رفتم. این کتاب بخشی از خاطرات و سرگذشت یکی از اعضای ساده‌ی حزب توده است. عطا صفوی. عطا در این کتاب برای ما با زبانی روشن و صمیمی تعریف می‌کند که چه‌ شد که به شوروی مهاجرت کرد؟ چه دید و چه کشید؟

نویسنده: عباس سیدین

به امید دایی یوسف

در اوایل کتاب در ماگادان کسی پیر نمی‌شود، عطا صفوی خیلی روشن و انسانی توضیح می‌دهد که چرا در نوجوانی و جوانی به طرف ایدئولوژی چپ کشیده شد. دلیلش خیلی روشن و راحت است. ترکیبی از ظلم شدید و فقر اقتصادی، آرمان‌خواهی جوانی و شعارهای بزرگ و بزرگ و بزرگ از طرف هواداران ایدئولوژی کمونیستی. مساله هم این نبود که آی آدم‌ها بیایید و تلاش کنید تا این رویاها را محقق کنیم. بلکه این تصور وجود داشت -و مستقیماً توسط خود شوروی و حزب توده هم بر آن تاکید می‌شد- که همه‌ی این ایده‌آل‌ها در خانه‌ی دایی یوسف، در آرمان‌شهر شوروی به واقعیت پیوسته و اگر ما هم تلاش کنیم می‌توانیم آنها را عملی کنیم. اما همانطور که ما امروز می‌دانیم داستان چیز دیگری بود.

عطا و گروهی از دوستانش برای فرار از تعقیب پلیس -که به دنبال اعضای حزب توده بود- به شوروی فرار می‌کنند. می‌روند تا به قول خودش در دانشگاه‌های کشور شوراها تحصیل کنند و متخصص شوند و به درد کشور خودشان بخورند. این فرار در دوره‌ی اقتدار خداگونه‌ی استالین بر شوروی اتفاق می‌افتد.

از مازندران تا ماگادان

عطا و دوستانش از همان لحظه‌ی ورود به خاک شوروی بازداشت می‌شوند. اول آنها را برای عبور غیرقانونی از مرز به دو سال زندان محکوم می‌کنند ولی بعد به علت اعترافات یکی دیگر از دوستانشان زیر شکنجه، باز پرونده‌ی آنها باز شده و این بار به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان در سیبری محکوم می‌شوند. 

چیزهایی که عطا صفوی از بازداشت و بازجویی تا انتقال به اردوگاه و شرایط کار و زندگی زندانیان می‌گوید درست همان‌هایی است که پیشتر از زبان سولژنتسین در مجمع‌الجزایر گولاگ خواندیم. عطا به ماگادان می‌رود؛ جایی که به قول خودش «در آن ۹۹ نفر گریه می‌کنند و یک نفر می‌خندد، و آن یک نفر هم دیوانه است. جایی که کسی در آن پیر نمی‌شود.» او به کار در اعماق معدن مشغول می‌شود.


خلاصه کتاب مقبره لنین: اپیزود ۴۳ پادکست فارسی بی‌پلاس

مقبره‌ لنین: آخرین روزهای امپراتوری شوروی

مرگ دایی یوسف

با مرگ استالین به تدریج شرایط عوض می‌شود و عده‌ی قابل توجهی از زندانیان آزاد می‌شوند. عطا هم یکی از آنها است. او در نهایت آزاد شده و به دانشگاه می‌رود و پزشک متخصص می‌شود. حتی بعد از انقلاب در دهه‌ی ۶۰ به ایران هم سفر می‌کند و سعی می‌کند تا ماندگار شود اما اینجا هم با مشکلات فراوانی روبرو است.

خلاصه کتاب مقبره لنین آخرین روزهای امپراتوری شوروی را بشنوید

قارداش آواره

این خاطرات را عطا صفوی به درخواست اتابک فتح‌الله‌زاده طی نامه‌هایی برای او می‌نویسد. قبل‌تر در همین وبلاگ درباره‌ی کتاب خانه‌ی دایی یوسف نوشته‌ی فتح‌الله‌زاده نوشته بودم. هردوی این افراد -عطا صفوی و اتابک فتح‌الله زاده- با اختلاف زمانی چند دهه، به امید دریافت کمک و پشتیبانی از ایران به شوروی مهاجرت کردند. هر دو خود را غریب می‌بینند. عطا صوفی نامه‌هایش را چنین عباراتی شروع می‌کند: سلام قارداش آواره! سلام برادر غریب من!

 

بیشتر کنجکاوی کنیم
خانه دایی یوسف تاریخ در همین نزدیکی هاست
خانه دایی یوسف؛ تاریخ در همین نزدیکی‌ها

در اپیزودهای مجمع‌الجزایر گولاگ  و مقبره‌ی لنین  پادکست بی‌پلاس درباره‌ی بخشی از تاریخ قرن بیستم در کشور شوروی شنیدیم. این بیشتر بخوانید

زیستن در چنبره یک دروغ حقایق نهان دروغهای عیان
زیستن در چنبره یک دروغ

نویسنده مهمان: آرش بهشتی  بسیاری از کسانی که به مخالفت سیاسی با دولت وقت برخاسته بودند نه واقعاً‌ سیاسی بودند، بیشتر بخوانید

چرا گورباچف از بخارین اعاده حیثیت کرد
اطمینان دارم که تاریخ، دیر یا زود و ناگزیر غبار را از چهره‌ی من پاک خواهد کرد

گورباچف از بوخارین اعاده‌ی حیثیت کرد. پنجاه سال بعد از اینکه استالین دستور اعدام بوخارین را صادر کرده بود. اما بیشتر بخوانید

4 نظر برای “سلام قارداش آواره!

  1. ممنون از تیم تون بابت کار بزرگی که میکنید
    شما, در ابتدای آشنایی با چنل بی باعث شدید سرگرم بشم و جذب پادکست فارسی, و از اعتیاد به توییتر و اینستاگرام و… بتونم خودم رو آزاد کنم.
    بعدش که همه چنل بی ها رو گوش کردم شروع کردم به گوش دادن بی پلاس, و بعد اون موقع بود که فهمیدم که چرا علی بندری و تیمش اینقدر به بی پلاس اهمیت میدن و براشون جدیه موضوع.
    بی اغراق با گوش کردن به بی پلاس زندگی من عوض شد و بسیاری از دیدگاه های من صیقل خورد, و الان تشنه خوندن و شنیدن کتاب و تحلیل و تحقیق و هر چیزی از این دست هستم
    من از اعتیاد به وقت تلف کردن و سرگردانی به میل به دانستن و آگاه شدن سفر کردم, و این رو مدیون شما هستم.
    میدونم که نظرم رو میخونید و شاید هیچ وقت جوابی ندید, ولی هدف همین هست که بخونید و لبخند بزنید.

  2. سلام .
    خسته نباشین ، خیلی ممنون از زحمتی که می کشین . بسیار ارزشمنده . دمتون گرم .

  3. می خواستم کتاب پیشنهاد بدم اما پیدا نکردم از کجای سایت می تونم.
    کتاب مشروطه ایرانی نوشته ماشاالله آجودانی کتاب خوبی در مرور مشروطه است و ضعفها و قوتهاش را بخوبی بیان کرده است.

  4. واقعا این سه قسمت پادکستتون عالی بود ممنونم از همتون. خواهشا بازم در مورد شوروی پادکست تهیه کنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کتابچی